مقدمه:

قال الله تبارک و تعالی :یا ایها الذین آمنوا أنفقوا من طیبات ما کسبتم ومما أخرجنا لکم من الأرض ولا تیمموا الخبیث منه تنفقون ولستم بآخذیه الا أن تغمضوافیه واعلموا أن الله غنی حمید.[1]

ای کسانیکه ایمان آورده اید از اموالی پاکیزه ای که (ازطریق تجارت)به دست آورده اید و از آنچه از زمین برای شما خارج کرده ایم (ازمنابع و معادن و نیز از کشاورزی و زراعت وباغ)انفاق کنید وبهسراغ قسمتهای ناپاک نروید تا از آن انفاق کنید در حالیکه خود شما حاضر نیستید آنها را بپذیرید مگر از روی اغماض و کراهت و بدانید خداوند بی نیاز و شایسته ستایش است.

انفاق یکی از مهمترین اصول تربیتی در سیاست اجتماعی و مکتب اقتصادی اسلام است . ا صلی ریشه ای ومهم و فراگیرنده همه جوانب زندگ آدمی و ویران کننده تکاثر و اتراف و سازنده حیاتی آکنده از ارزشها و پربار از انسانیت و فضیلت ومایه رشد و قوام توده ها.

مقصود از انفاق بخشیدن مال و نگاه داشتن آن و آن در میان مردم ره گردش انداختن وپرداختن آن به کسانی است که به آن نیازمندند تا درمقاصد گوناگون شایسته خویش مصرف کنند، یا دادن به سازمانهای مفید اجتماعی تا برای رسیدن به هدف های عالی ومطلوب به کار برند.

از تدبر در آیات قرآنی و احادیث اسلامی اهمیت این اصل ریشه ای و ژرفای ژرف ونقش قاطع و خصوصیت حیاتبخش و تأثیر اقتصادی تکامل آفرین آن تبلور پیدا می کند و آشکار می شود که انفاق ازبزرگترین تکالیف اسلامی و اصول عملی است وازجهاتی دارای اثری ژرفتر و دامنه ای گسترده تر دارد.

دراین مقاله مختصر سعی خواهد شد که هر چه بیشتر اهمیت و تأثیر انفاق (در آیات و روایات )را در تعالی بخش فردی و تکامل آفرین اجتماعی در حیات اسلامی عمومی و درابعاد انسانی و حرکت پیشرفت و رسالتهای سازنده و تکاملهای گوناگون برخوردار است،بیان کنیم .                    

                                                                                        انشاءالله

بخش اول

                          کلیات وتعاریف

 

1 : تعریف انفاق

انفاق در لغت : انفاق از ماده نفق است وبمعنی نافذ و امضا کردن وبرغیب در معامله ،خروج روح از جسم ، ودر مال به کسی دادن چه واجب وچه مستحب آمده است.[2]

و انفاق به معنای نفقه دادن به کسی ،خرج کردن مال ،دادن یا بخشیدن مال به کسی،بی چیز شدن نیز آمده است.[3]

انفاق در اصطلاح: در اصطلاح مفسرین و علماء اخلاق نیز به همان معنی اخیر لغت آمده است و تمام علما بدون اختلاف و اتفاق نظر در خرج کردن مال و بخشیدن مال به کسی با قصد قربت چه انفاق واجب باشد یا مستحب ،انفاق اطلاق کرده اند.[4]

 

2: انفاق در نظام سرمایه داری و سوسیالیستی

این بحث به مبانی اعتقادی هر نظامی رجوع می کند و طبق آن تفسیر وتبیین می شود . در نظام سرمایه داری لیبرال آنچه که اصیل است فرد است وجامعه فقط یک وجود اعتباری است و آنچه در جامعه وجود حقیقی دارد افراد است که در هویت واثر مستقل از یکدیگرند . و هر فرد اهداف و راه های دستیابی به آن را مستقل از دیگران تعیین کرده ، شخصیت خود را می سازند و همین هویت های مستقل افراد هویت اعتباری جامعه را می سازند. نتیجه چنین دیدگاهی آن است که هویت حقیقی واصیل فرد همیشه بر هویت اعتباری وغیر اصیل جامعه مقدم است وهنگام تعارض بین منافع فرد وجامعه باید منافع فرد مقدم شود وطبق این ادعا کسی موفق است که سود مادی شخص خود را در جامعه افزایش دهد، لذا معنی ندارد که کسی کار و تلاش فراوان بکند و دیگری از منافع آن و سود آن استفاده کند بدین طریق انفاق در این نظام منتفی است.

اما در نظام سوسیالیستی ،آنچه که اصیل و وجود حقیقی دارد جامعه است و افراد غیر اصیل و اعتباری است. طبق این نظر باید هر فرد جامعه با توان خود کار کند وبه نیاز خود مصرف کند و ملکیت فرد معنی ندارد.

شهید مطهری در تبیین این نظریه می فرماید : جامعه مرکب حقیقی است، افراد انسان در مرحله قبل از وجود اجتماعی هیچ هویت انسانی ندارند ، ظرف خالی می باشند که فقط استعداد پذیرش روح جمعی را دارند ،انسان ها قطع نظر از وجود اجتماعی ، حیوان محض می باشند که تنها استعداد انسانیت انسان در پرتو روح جمعی پیدا می شود که این ظرف خالی را پر می کند و این شخص را به صورت شخصیت درمی آورد، روح جمعی همواره با انسان بوده وبا آثار و تجلیات خود از اخلاق ،مذهب ،علم ،فلسفه و هنر همیشه خواهد بود و....[5]

پس طبق این نظام چون اصلا افراد ملکیت حقیقی ندارند و اختیاری در مقابل اموال خود ندارند لذا انفاق هم معنی ندارد، علاوه بر این چون همه طبق نیاز خود باید مصف کند لذا همه یکسان خواهند بود و حتی کسی توان انفاق نخواهد داشت.[6]

ولی طبق نظام اقتصادی اسلام هم افراد وجود حقیقی دارند وهم جامعه معتبر است و هدف تولید و توزیع آن حد اکثر کردن سود مادی دنیوی و آخرتی است و همینطور حد اکثر کردن مطلوبیت دنیوی و اخروی است لذا یکی از اهداف در مصرف انفاق است و انفاق را جزو منافع شخصی می داند و عقلایی است .

پس بخش انفاق در اقتصاد اسلامی مورد بحث است و آنرا از رویکرد آیات و حدیث  بحث خواهیم کرد.

3:انفاق در قرآن :

مسأله انفاق یکی از مهمترین مسائلی است که اسلام روی آن تأکید دارد وشاید ذکر آیات آن پشت سر آیات مربوط به معاد از این نظر باشد که یکی از مهمترین اسبا ب نجات در قیامت انفاق و بخشش در راه خداست. و در موضوعات مختلف و همه جانبه از مسئله انفاق بحث و مورد تاکید قرار گرفته است و آن را یکی از مهمترین طرق حل مشکل فاصله طبقاتی می داند. با دقت در آیات قرآن مجید آشکار می شود که یکی از اهداف اسلام این است که اختلافات غیر عادلانه ای که در اثر بی عدالتی های اجتماعی درمیان طبقه غنی و ضعیف پیدا میشود از بین برود و سطح زندگی کسانی که نمی توانند نیازمندی های زندگیشان را بدون کمک دیگران رفع کنند بالا بیاید و حد اقل لوازم زندگی را داشته باشند اسلام برای رسیدن به این هدف برنامه وسیعی در نظرگرفته است از قبیل ،تحریم ربا خواری مطلق ، و وجوب پرداخت مالیات های اسلامی از قبیل زکات و خمس و صدقات ومانند آنها و تشویق به انفاق، وقف وقرض الحسنه و کمکهای مختلف مالی قسمتی از این برنامه را تشکیل می دهد، و از همه مهمتر زنده کردن روح ایمان وبرادری انسانی درمیان مسلمانان است. وموضوعات مطرح شده در آیات قرآنی در مورد انفاق را بطور مختصر متذکر می شویم.

1.3 انفاق سبب و موجب فزونی اموال است.

در آیه 261از سوره بقره می فرماید:( مَثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ مِاْئَةُ حَبَّةٍ وَاللّهُ يُضَاعِفُ لِمَن يَشَاءُ وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ )مثل کسانیکه اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند بذری است که هفت خوشه برویاند ودر هر خوشه ای یکصد دانه باشد (که مجموعا از یک دانه هفتصد دانه بر می خیزد تازه پاداش آنها منحصر به این نیست ،بلکه) خداوند آن را برای هر کس بخواهد (شایستگی در آنها و انفاق آنها از نظر نیت واخلاص و کیفیت و کمیت ببیند) دو یا چند برابر می کند چرا که از نظر رحت و قدرت وسیع واز همه چیز آگاه است.

 

 2.3 انفاق بدون ریاء و منت گذاری ارزش دارد.

در آیات 262و267 سوره بقره خداوند در این باره سخن گفته است : (الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ ثُمَّ لاَ يُتْبِعُونَ مَا أَنْفَقُوا مَنّاً وَلاَ أَذىً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِم وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ ).[7]

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ) . [8] خلاصه مطلب چنین است. کسانیکه در راه خدا بذل مال می کنند ولی به دنبال آن منت می گذارند یا ریا کاری که موجب آزار و رنجش است می کنند در حقیقت با این عمل ناپسند اجر وپاداش خود را ازبین می برند بلکه می توان گفت چنین افراد در در بسیاری از موارد بدهکارند نه طلبکار. زیرا آبروی انسان و سرمایه های روانی و اجتماعی او به مراتب برتر و بالاتر از ثروت ومال است . و برای این عمل مثالهای جالبی می آورد که بسیار لطیف و آموزنده است.

3.3 ازچه اموالی باید انفاق کرد؟

خداوند در آیه 267 سوره بقره این امر را متذکر شده است : (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِنَ الْأَرْضِ وَلاَ تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ)[9] خداوند تأکید می کند که انفاق باید از اموال پاکیزه و حلال باشد نه اموال پست وحقیر وهمچنین ناپاک و حرام ، چون طبیعت انسان دوست ندارد از اموال ناپاک استفاده کند ولو تنگدست باشد و نیازمند باشد.

4.3 مبارزه باموانع فقر

قرآن یکی از مهمترین موانع انفاق را وسوسه شیطانی در زمینه آن می داند و در این می فرماید:( الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاءِ وَاللّهُ يَعِدُكُم مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ)[10] شیطان به هنگام انفاق به شما وعده فقر و تهیدستی  می دهد و می گوید : تأمین آینده خود وفرزندانتان را فراموش نکنید و از امروز فردا را ببینید و آنچه بر خوشتن رواست بر دیگری روا نیست و امثال این وسوسه های گمراه کننده به علاوه او شما را وادار به معصیت و گناه می کند ولی خداوند به شما وعده آمرزش و فزونی می دهد. وخداوند قدرتش وسیع و به همه چیز داناست.

 

 

 

 

5.3 چگونگی انفاقها

در آیات 270و 271از سوره بقره سخن از چگونگی انفاقها و علم خداوند نسبت به آن است که می فرماید:( وَمَا أَنْفَقْتُم مِن نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُم مِن نَذْرٍ فَإِنَّ اللّهَ يَعْلَمُهُ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ)

(إِن تُبْدُوا الصَّدَقَاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَإِن تُخْفُوهَا وَتُؤْتُوهَا الْفُقَرَاءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَكُمْ وَيُكَفِّرُ عَنْكُم مِن سَيِّآتِكُم وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ) .[11] آنچه را که انفاق می کنید یا نذر هایی که در این زمینه کرده اید خداوند همه آنها را می داند کم باشد یا زیاد ، خوب باشد یا بد، ازطریق حلال تهیه شده باشد یا حرام، همراه منت و آزار باشد یا بدون آن ،خدا از تمام جزئیات آن آگاه است . اگر انفاقها را آشکار کنید چیز خوبی است و اگر آنها را مخفی ساخته و به نیازمندان بدهید برای شما بهتر است. و بازهم خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است.

6.3 انفاق بر غیر مسلمان

در جامعه اسلامی حقوق همه محترم است و باید ادا شود چه مسلمان وچه غیر مسلمان ، قرآن برهمین نکته تاکید دارد و می فرماید:( لَيْسَ عَلَيْكَ هُدَاهُمْ وَلكِنَّ اللّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلأَنْفُسُِكُمْ وَمَا تُنْفِقُونَ إلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللّهِ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ وَأَنْتُمْ لاَ تُظْلَمُونَ)[12] (هدایت آنها به طور اجباربر تو نیست) اما ترک انفاق بر آنها برای اجبار آنها به اسلام صحیح نمی باشد، آنچه را انفاق می کنید از خوبیها برای خودتان است ولی جز برای خدا انفاق نکنید و آنچه را از خوبیها انفاق می کنید به شما تحویل داده میشود و هرگز ستمی نخواهد شد .

7.3 بهترین مورد انفاق

در آیه 273 از سوره بقره مواردی که انفاق در آنجا باید صورت گیرد بیان شده است که می فرماید:( لِلْفُقَرَاءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ لاَ يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِيَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِيَماهُمْ لاَ يَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافاً وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ)و آن کسانی هستند که دارای صفات سه گانه ای که در این آیه آمده است باشند.

1.7.3 کسانی که به خاطر اشتغال به مسئله جهاد در راه خدا و نبرد با دشمن و یادگیری فنون جنگی از تلاش برای معاش و تأمین هزینه زندگی بازمانده اند.

2.7.3 کسانی که افراد نادان و بی اطلاع آنها را از شدت عفاف ،غنی می پندارند ولی آنها را از چهره هایشان می شناسی ، یعنی در چهره هایشان نشانه هایی از رنجهای درونی وجود داردکه برای افراد فهمیده آشکار است. مسئله دیگری د رارتباط با انفاق در راه خداست و آن کیفیات مختلف و متنوع انفاق است که چنین می فرماید:( الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ) آنها که اموال خود را شب و روز ،پنهان و آشکار ،انفاق می کنند پاداششان نزد پروردگار است . ناگفته پیداست که انتخاب این روش های مختلف ، رعایت شرایط بهتر برای انفاق است ، یعنی انفاق کنندگان باید در انفاق خود به هنگام شب وروز ،پنهان و آشکار جهت اخلاقی و اجتماعی را در نظر بگیرند. بهر حال انفاق درهمه حال و به هر شکل نباید فراموش شود.[13]

3.7.3 کسانی که اینقدر بزرگوارند که هرگز چیزی با اصرار از مردم نمی خواهند ،معمول نیازمندان عادی اصرار در سوال است ولی آنها یک نیازمند عادی نیستند.

8.3 انفاق به هر شکل وصورت

در آیه 274 از سوره بقره سخن از . مسئله دیگری د رارتباط با انفاق در راه خداست و آن کیفیات مختلف و متنوع انفاق است که چنین می فرماید:( الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّيلِ وَالنَّهَارِ سِرّاً وَعَلاَنِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ) آنها که اموال خود را شب و روز ،پنهان و آشکار ،انفاق می کنند پاداششان نزد پروردگار است . ناگفته پیداست که انتخاب این روش های مختلف ، رعایت شرایط بهتر برای انفاق است ، یعنی انفاق کنندگان باید در انفاق خود به هنگام شب وروز ،پنهان و آشکار جهت اخلاقی و اجتماعی را در نظر بگیرند. بهر حال انفاق درهمه حال و به هر شکل نباید فراموش شود.[14]

 

بخش دوم

                           انفاق و آثار آن

1- عظمت و اهمیت انفاق

بطور کلی این بحث از آیات قرآنی و در بخش انفاق در آیات آمده و روشن و واضح است ولی در این بخش می خواهیم از روایات ،عظمت و اهمیت انفاق چقدر ذکر و به آن تأکید شده است بیان کنیم .لذا بطور خلاصه و فهرست وار ذیلا می آوریم.

1.1 انفاق اصلی مبنایی است

(ا) پیامبر اکرم (ص) می فرماید: لم نبعث لجمع المال و لکن بعثنا لانفاقه.[15] ما برای جمع آوری مال مبعوث نشده ایم بلکه برای انفاق آن مبعوث شده ایم.

(ب) پیامبر اکرم : ما اوحی الی أن اجمع المال....[16] یعنی بر من وحی نشده است که فقط مال جمع آوری کنم.

(ج) پیامبر اکرم : خوشا به حال آن کس که زیادی های مالش (خانه ،وسایل و امکاناتش) را انفاق کند.[17]

(د) امام علی علیه السلام می فرماید: مال را به اندازه لازم برای خود نگاه دار و فزونی را روز نیازت از پیش بفرست.[18]

(ه) امام محمد باقر (ع) در تفسیر آیه (والذین یکنزون الذهب و الفضة ....) فرمود: خدا گنج ساختن و اندختن زر و سیم را حرام کرده و به انفاق آن در راه خدا فرمان داده است.[19]

(و) امام صادق علیه السلام می فرماید: مؤمن کسی است که ... زیادی مالش را انفاق کند.[20]

2.1 انفاق از ارکان ایمان است

در این مورد هم آیات فراوان داریم که بعضا در بحث قبلی ذکر شده است و روایات مورد بحث است.

(أ‌)  امام زین العابدین علیه السلام می فرماید: از اخلاق مؤمن است انفاق کردن ،بر میزان تنگدستی ،یعنی هر چند تنگدست باشد باز انفاق را از دست نمی دهد و به تناسب با همان امکانات کم و بنگدستانه خویش انفاق می کند.[21]

(ب)امام صادق می فرماید:مؤمن آن کس است که .... زیادی مالش را انفاق کند.[22]

3.1 انفاق از پشتوانه های زندگی اجتماعی

امام سجاد (ع) د راین مورد می فرماید :... گناهانی که باران آسمانرا حبس می کند ظلم دستگاه قضایی است ... و زکات و قرض و عاریه ندادن و سنگدلی کردن نسبت به اهل فقر و فاقه و ظلم کردن به یتیمان و بیوگان و رد کردن ساءل در شب است.[23]

4.1 انفاق زیور یقین است

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: بخشیدن موجودی (آنچه داری) زیور یقین است. [24]

5.1 انفاق همتای ایمان به غیب است

در قران آمده است پرهیز گاران که قرآن آنان را هدایت می کند کسانی هستند که به غیب ایمان می آورند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزی ایشان کرده ایم انفاق می کنند .[25]

علاوه بر اینها آیات و روایات انفاق را به این عناوین یاد کرده است.

(أ‌)    انفاق همتای اقامه نماز است.[26]

(ب) انفاق همتای جهاد و شهادت است.[27]

(ج) انفاق همتای تهجد و شب زنده داری است.[28]

(د) ---- همتای صبر در راه خدا،خشوع و عبادت و استغفار در سحرهاست.[29]

(ه) --- همتای اخلاص و خیر اندیشی برای رضای خدا و رسول است.[30]

(و) --- همتای پاسخگویی به ندای پروردگار متعال است.[31]

(ز) --- از ملاکهای ایمان راستین است.[32]

(ح --- از نشانه های صداقت و تعهد است.[33]

(ط)--- از نشانه های متقین است .[34]

(ی) --- برای رسیدن به مغفرت و درجات و روزیهای بهشتی است .[35]

(ع) --- مایه رهایی انسان از ترس و اندوه در احال آینده آدمی است.[36]

2. آثار جاودانی انفاق

بعقیده ما چون انفاق علاوه بر اینکه در جامعه آثار مادی فراوانی دارد آثار اخروی و معنوی هم دارد که هر دو جنبه را آیات و روایات بطور مفصل متعرض شده است . ما در اینجا بعضی از اثرات انفاق را می شماریم.

1.2 انفاق در حساب خدا محفوظ است

شیخ طبرسی در ذیل آیه 121 از سوره توبه می فرماید: مقصود آیه این است که در جهاد و در راههای خیر و نیکوکاری هر خرجی بکنند اندک یا بسار به قصد عزت یافتن دین خدا و سود رسانی به مسلمانان و تقرب پیدا کردن به خدا (به نیکوترین شکل پاداش خواهند رسید) و آنچه بر ثروتمندان متکاثر امروز واجب است این است که فزونی اموال خویش را برای عزت یافتن دین خدا ، و به سود مسلمانان برای هدفهای فردی و اجتماعی مصرف و انفاق کنند چون خداوند به نیکوترین صورت برای کارهایی که انجام داده اند به ایشان پاداش خواهند داد.[37]

2.2 پر شدن جای انفاق به لطف خدا

پیامبر خدا(ص) می فرماید: هر کار خیری صدقه است . و مالی که شخص به وسیله آن عِرض خود را حفظ کند صدقه است. و آنچه مؤمن خرج کند خدا ضامن است که جای آن را پر کند مگر آنکه در ساختمانی یا معصیتی مصرف شده باشد.[38]

3.2 پاداشهایی چند برابر

امام صادق(ع) از امام علی (ع) نقل می کند که ... هر کس به هنگام دسترس داشتن ، دست بهکار خیر زند و هزینه ای بپردازد خدا عوض آن را در دنیا به او می دهد و دوچندان در آخرت.[39]

4.2 شکر نعمت

امام علی (ع) در این مورد می فرمایند: شکر گزار نعمت خدا نخواهد بود مگر آن کس که دستِ دهنده داشته باشد. [40]

5.2 زاد معاد

امام علی (ع) می فرماید: .... از مال به اندازه ای که لازم داری نگاه دار، و زیادی را برای روز نیازمندی خویش (آخرتـ) بفرست.[41]

6.2 انفاق تجارتی بی سوخت و سوز

خداوند می فرماید: کسانی که کتاب خدا را می خوانند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه به ایشان روزی داده ایم، (پنهان و آشکار ) انفاق می کنند به تجارتی که هرگز سوخت و سوز ندارد امید دارند.[42]

7.2 کرامت دنیا و فضیلت آخرت

امام علی(ع) :... هر کس خدا به او مالی داده است باید با آن صله رخم کند و به خویشان خود کمک رساند و خوان مهمانی نیکو بگستراند و اسیر و گرفتار را رها سازد.... که دست یافتن به این خصلتها رسیدن به مکرمتهای والای دنیایی است و فضیلتهای جاودان به خواست خداست.[43]

8.2 انفاق نه زیان و نه کاهش

امام صادق(ع) : سه چیز است که به خدای او سوگند می خورم که واقعیت دارد.(1) هیچ مالی از صدقه و زکات دادن کاهش پیدا نمی کند. (2) هیچ کس نیست که ستمی بیند و بتواند بلافی کند و نکند مگر اینکه خدا در مقابل ،عزتی به وی عنایت فرماید. (3) هیچ بنده ای نیست که درِ سوال و گدایی رابه روی خود بگشاید مگر اینکه درِ فقر به روی او گشوده شود.[44]

9.2 انفاق ارزش مال

امام علی(ع) : مالداری که انفاق نکند مال نداشته است و هر چه بوده وزر و وبال بوده است.[45]

10.2 ممال بی انفاق بدترین مال است

امام علی (ع) : بدترین مال آن است که در راه خدا انفاقی از آن صورت نگرفته باشد ، و زکات آن خارج نشده باشد.[46]

 

بخش سوم

                             انفاق های مذموم و پیامدهای ترک انفاق

1.    انفاق های مذموم :

بعضی از انفاقها در جامعه صورت می گیرد ولی آن انفاقها از لحاظ ارزشی نفعی به انفاق کننده نمی رساند و آیات و روایات آنها را مذمت کرده و حتی گاهی موجب سقوط آن جامعه بیان کرده است . بعضی از این موارد را ذیلا می آوریم.

1.    1انفاق باطل ، موجب برباد رفتن و نابودی اموال است

قرآن در این باره می فرماید: مثل آنچه (کافران ) در این زندگی دنیا انفاق می کنند مثل بادی است بسیار سرد که به کِشته قومی برسد که برخود ستم کرده اند پس آن را از میان ببرد خداوند بر این مردم و در این حادثه ستمی روا نداشته است بلکه آنان خود بر خویشتن ستم می کنند.[47]

2.1 انفاق باطل موجب حسرت و شکست است

در این باره می فرماید: کسانیکه کافرند اموال خود را برای آن انفاق می کنند تا از (رفتن مردمان به) راه خدا جلو گیرند چنین انفاق هایی می کنند و سپس مایه حسرت ایشان می شود و سر انجام مغلوب خواهند گشت.[48]

3.1انفاق ریایی

کسانکه اموال خود را برای نمایش دادن به مردم (ریا و خودنمایی) انفاق می کنند وبه خدا و روز قیامت ایمان ندارند و هر کس شیطان همدم او گردد  برای او همدمی خواهد بود.[49]

4.1 انفاقی که بعدش منت گذاری باشد

ای مومنان ! بخشش های خویش را با منت و آزار باطل مکنید مانند کسی که مال خود را برای ریا انفاق می کند.[50]

2. آثار و پیامد های ترک انفاق و صهل انگاری در آن

با دقت در آیات و روایات می فهمیم ترک انفاق و سهل انگاری در آن آثار و پیامد های بدی در جامعه خواهد داشت چه آن پیامد های فردی باشد و چه اجتماعی و چه دنیوی باشد و اخروی. و ما مختصرا هر یک از آنها را مورد بررسی قرار می دهیم.

1.2           پیامد های فردی

1.1.2 دنیوی: آن کس که بخل ورزید و به توانگری نازید و عاقبت نیک (بهشت ) را دروغ شمرده جلو او را برای ( ارتکاب اعمال بد ورسیدن به) دشواری (کیفر) باز خواهیم گذاشت و چون به هلاکت در افتد مالش برای او کاری نتواند کرد.[51]

امام علی (ع) : بخشیدن مال دنیا اندوخته است و نگاه داشتن آن فتنه.[52]

امام باقر (ع) : ابوذر رحمةالله علیه نزد کعبه ایستاد.... پس مردمان برگرد او جمع شدند آنگاه گفت: ... مال دنیا را دو درهم قرار ده ؛ درهمی را برای عیال خود خرج کن . دیگری را برای آخرت خود از پیش بفرست و درهم سومی زیانبار است و سودی یدارد پس آن را مخواه.[53]

1.2.2 اخروی : کسانی که زر وسیم را انباشته می سازند و ان را در راه خدا انفاق نمی کنند به عذابی دردناک مژده ده روزی که آنها را در آتش دوزخ سرخ می کنند و با آنها بر پیشانی و پهلو و پشت ایشان داغ می نهند به آنها می گویند: این است آنچه برای خود انباشته بودید؛ پس س اکنون مزه انباشته های خود را بچشید.[54]

پیامبر اکرم (ص) : هر که از خود گنجی برجای گذارد روز قیامت به صورت ماری خطرناک بر او ظاهر می شود – با دو خال بر بالای چشم- و او را دنبال می کند آن شخص می گوید: وای بر تو ؛ تو کیستی؟ مار می گوید: من آن گنجم که پس از خود برجای گذاشتی ! و همچنان به دنبال او می رود با اینکه دستش را در دهان می گیرد و خرد می کند و فرو می برد و پس از آن دیگر قسمتهای بدن او را.[55]

پیامبر اکرم (ص) هیچ بنده مالدابی که زکات نداده باشد نیست مگر اینکه روز قیامت با آهنهای گداخته در آتش جهنم پیشانی و دو پهلو و پشت او را پیوسته داغ می کنند تا پنجاه هزار سال (که خدا در آن روز میان بندگانش داوری می کند ) به پایان برسد.آنگاه راه خود را خواهد دید که باید به بهشت برود یا به دوزخ.[56]

امام صادق فرمود: ... ای اسماعیل! کسی که برادرش برای رفع نیازی نزد او بیاید که او می تواند آن را بر آورد و بر نیاورد خداوند مماری را بر او مسلط می کند که در گور تا روز قیامت انگشت شست او را گاز بگیرد خواه آمرزیده باشد خواه معذب.[57]

3.پیامدهای اجتماعی

1.3 دنیوی : امام علی(ع) : خدای را بندگانی است که به انان به خاطر منافع دیگر بندگان نعمت ارزانی داشته است و تا زمانی که از آن نعمت به دیگران بدهند یا در راه مصالح عام اجتماعی خرج کنند در دست شان باقی می گذارد و چون امساک ورزند آن نعمت را از ایشان می گیرد و به دیگران می سپارد.[58]

2.3 اخروی : امام صادق(ع) : هر کس از یاران ما که از برادرانش در رفع نیازی از او یاری جوید و او همه تلاش خود را برای بر آوردن حاجت او به کار نبرد به خدا و رسول و مومنان خیانت کرده است ... .[59]

امام صادق(ع): هر مومنی که بتواند نیاز مومن دیگر را رفع کند خواه از خودش و خواه از دیگری ....

 

نتیجه

از بررسی در آیات و روایات فهمیده می شود که انفاق در اسلام امری بزرگ و تربیتی انسانی و عظیم و جهتگیری الهی و ریشه دار است به همین جهت است که اسلام مردم را به بخشنده دستی و بخشندگی بر می انگیزد و قرآن و حدیث مردم را بر انفاق برانگیخته و چنان خواسته اند که آدمی بخشندگی و انفاق را از اخلاق نیکو و عملی  نشاط انگیز خود قرار دهد. وبا تأکید هایی گوناگون و تعلیمهایی مختلف و تعبیر هایی  متفاوت همگان را ره آن فراخوانده اند. و انها همه اگر بر چیزی دلالت داشته باشد بر اهمیت و عظمت انفاق دلالت دارد می رساند که دین اسلام مردم را بر آن وا می دارد که اموال و امکانات را از مالکیت های انحصاری در آورند و محبوس نسازند و در راه مصالح جامعه و مردم به مصرف برسانند این امری است که اسلام سخت به آن اهمیت بخشیده و مردم را به آن فراخوانده است. که این خصلت را روش دایمی خویک قرار دهند . و بدان عادت کنند و در نتیجه بخل و امساک و فزون خواهی و فقر از جامعه مسلمانان زدوده گردد و سیل گذشت و انفاق جایگزین آنها شود و همه جامعه را زیر پوشش درآورد . خدایا ! مارا به انجام دادن آن چه پسندیده خود تواست توفیق عنایت فرما و به رحمت واسعه خویش از آتش دوزخ دور دار. آمین

 


[1][1] -سوره بقره/267

[2] -راغب اصفهانی ،مفردات الفاظ القرآن ،/819 ،لویس معلوف ، المنجد فی اللغه /828

[3] -حسن عمید ،فرهنگ فارسی ،/209

[4] -محمد حسین طباطبائی ، تفسیر المیزان ج1/       ، مکارم  شیرازی ،تفسیر نمونه ، ج1/

[5] -شهید مطهری ، مجموععه آثار ، ج 2/337-338

[6] - احمد یوسفی ،نظام اقتصاد علوی ،/124

[7] -سوره بقره/262

[8] -سوره بقره/267

[9] -همان

[10] - همان/268

[11] -همان/270-271

[12] همان/272

[13] -مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ج 1/        ،  برگزیده تفسیر نمونه ج1/

[14] -مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه ج 1/        ،  برگزیده تفسیر نمونه ج1/

[15] -مشکاة الانوار/ 183

[16] - علامه مجلسی ،بحار الانوار،ج 72/47

[17] - همان/ ج 71/287

[18] -فیض الاسلام،شرح نهج البلاغه /871

[19] -علی بن ابراهیم ، تفسیر قمی ، ج 1/289

[20] - حر عاملی ، وسایل الشیعه، ج11/141

[21] -بحار الانوارج78/140

[22] -وسایل الشیعه ،ج11/147

[23] -بحار ج 73/376

[24] -همان ج77/131

[25] -سوره بقره /3

[26] - سوره رعد/22 و سوره ابراهیم /31

[27] - طبرسی ، مجمع البیان ج5/33 و نهج البلاغه /978

[28] - سوره سجده / 16-17

[29] - شیخ صدوق ، خصال /8

[30] - سوره توبه /91

[31] - سوره شوری /36

[32] - سوره انفال /3-4

[33] - سوره حجرات / 15

[34] - سوره بقره /3 و آل عمران /133-134

[35] - سوره انفال /3-4

[36] - سوره بقره /274

[37] - طبرسی ، مجمع البیان ج5/8

[38] - همان ج8/394

[39] - محمد بن یعقوب کلینی ، اصول کافی ج2/154

[40] - غرر الحکم /349 تنظیم و ترجمه مصطفی درایتی

[41] -بحار ج 73/88  ، شیخ صدوق /الامالی

[42] - سوره فاطر /29

[43] -فیض الاسلام ،شرح نهج البلاغه /432

[44] - بحار ج72/209

[45] - غرر الحکم /259

[46] - همان /196

[47] - سوره آل عمران /17

[48] - سوره انفال /36

[49] - سوره نساء /38

[50] -

[51] - سوره لیل /8-11

[52] - غرر الحکم / 101

[53] - خصال /40

[54] - سوره توبه /34-35

[55] - طبرسی ،مجمع البیان ج 5/26

[56] - همان

[57] - علامه مجلسی ، بحار الانوار ج 75/174

[58] - فیض الاسلام ، شرح نهج البلاغه 1285

[59] -کلینی ، اصول کافی ج2/366

+ نوشته شده در  Thu 16 Feb 2012ساعت 17:50  توسط syed ahmad razavi  |